پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

پارمین خرگوشه

1391/10/30 0:41
نویسنده : مامان نازنین
276 بازدید
اشتراک گذاری

خرگوشی مامان

بابا رضا هوس کرده بود موهاتو ببنده با کش و من مخالف بودم و میگفتم سر بچم درد میاد ولی چون بابا رضا خیلی اصرار داشت منم کوتاه اومدم و ریش و قیچیرو دادم دستش و با کلی کلنجار رفتن باهات یه طرفو بست و طرف دیگرو نتونست از بس تکون میخوردی و من بستم بعدش اونقدر بامزه شده بودی که واقعا کم مونده بود بخوریمت . خودتم وقتی توی آیینه خودتو دیدی کلی خندیدی و خوشت اومده بود .

پارمین خرگوشه

مامانی بابا رضا ازت کلی عکس انداخت این بهترینش شد از بس که وول میخوری اینجا هم از دست خوردنت دست بر نداشتی شیطونکم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

افسانه مامی پارمین
30 دی 91 1:51
ای خدا چقدر با مزه شدی جیگر اگه اونجا بودم کلی می بوسیدمت
افسانه مامی پارمین
30 دی 91 1:52
ای خدا ، چقدر ناز شدی جیگر
اگه اونجا بودم کلی می بوسیدمت


مرسی خاله جونم
مامان مریم
30 دی 91 17:58
الهی خیلی ناز شدی جیگرم..بوسسسسسسسسس
رها
30 دی 91 23:35
قربووووونت برم من خوشگل خانوم یکمی از موهات به دخی من میدی؟
لیلا مامان پرنیا
2 بهمن 91 13:46
الهی موش کوچولوی خوردنی


مرسی خاله جونم بوس
مامان پویان و آیسان
5 بهمن 91 16:34
ای دوووووووووووونم موهاشوووووووووووو
مامان دنیز
7 بهمن 91 10:45
ای جونم خرگوشی حیف من موهای دنیز دوبار کوتاه کردم نزاشتم اونقدری بلند بشه که بتونم خرگوشی ببندم